باسلام این تحقیق را بخاطر هفته دفاع مقدس وهمچنین شادی روح این شهیدان و همه ی شهیدان و بخاطر نرگس خانوم  که این شهیدان عموی ایشون هستدند وباید از ایشون خیلی تشکرکنم که خیلی منو کمک کردن تو وبلاگم گذاشتم....................

لازم به ذکر است که این تحقیق را برای درس دفاع مقدس در ترم پیش آماده کرده و تحویل استاد دادم.

 

نام ونام خانوادگی:حسين طاوسي
محل وتاریخ تولد: بشرويه-1338
میزان تحصیلات : ديپلم
رشته تحصیلی: تجربي
وضعیت تاهل: ندارد
تعداد فرزندان: ندارد
نام پدر شهید: اكبر
شغل پدر شهید: كشاورزي
تاریخ اولی اعزام به جبهه: 1358
تعداد دفعات اعزام به جبهه: سربازي دو سال بودن.باز سه ماه دوباره به جبهه اعزام شدن كه شهيد شدن
ارگان اعزام کننده: پايگاه امام حسين بشرويه
مدت حضور در جبهه:15 ماه
نام تیپ و لشکرخدمتی درجبهه: تيپ امام رضا-
مسولیت شهید درجبهه: تيربارچي
ایا قبل ازشهادت مجروح شده بود؟ بله –برخورد تركش به سر
نام عملیات هایی که شهید دران حضور داشته است.: فتح و المبين
تاریخ ونحوه شهادت.:6/1/61
نحوه ي شهيد شدن مفقود الاثر هستن به همين خاطر نميدونيم
نام چندنفراز همرزمان شهید: سيد رضا ساداتي پور-علي كاجي-عباس الهيان
محل شهادت.: شلمچه
نشانی مزار شهید: گلزار شهدا بشرويه-
نام و ادرس وتلفن کسانی که شمارادر پرکردن این فرم کمک کرده اند:
عباس طاوسي(برادر شهيد)

فعالیت عبادی و معنوی شهید(نماز.تلاوت قران.روزه مستحبی و.....):
بله فعاليتي مستحكم و پايدارو پياپي در همه ي اين فعاليت هاي عبادي داشته اند

فعالیت های مهم سیاسی واجتماعی(شرکت درنمازجمعه.تظاهرات.پخش اعلامیه.انجمن اسلامی و....):
درقبل انقلاب در تظاهرات و راهپيمايي ها حضور فعال داشته و در سهم پخش اعلاميه ها نيز سهم بسزايي داشت
در نماز جمعه ها و جماعت مسجد هاي محل و اماده سازي ان براي مراسم ها نيز همكاري داشته.....

بارزترین خصوصیات اخلاقی شهید:
فردي خوش رفتار و در كار ها با طمانينه فاليت ميكردند.انساني شوخ طبع ولي از گفتن حرفف هاي زياد پرهيز و ميانه رو بودند
به وفاداري نيز اراسته و احترام به ديگرا را سر لوحه ي كار خود قرار ميدادند
ایا از شهید وصیت نامه.دست نوشته.نامه در اختیار درصورت امکان کپی انها را ضمیمه کنید.

متن وصيت نامه‌‌‌ي شهيد حسين طاووسي:
«ان ا...يحب الذين يقاتلون في سبيله صفاً كانهم بنيان مرصوص»
گرمي هوا بي داد مي‌كرد باد تند مي‌وزيد و خورشيد نيزه‌هاي آتشين خود را بر بدنهاي نيمه برهنه سربازان فرو ‌مي‌كرد.زبانها چون چوب خشك در دهان سنگيني مي‌كرد . سن آنها از شش‌ماهه تا هشتاد ساله بود. مثل اينكه از تمام سنها گلچين كرده بودند اينها تمام ياران با وفايي بودند كه با شنيدن صداي «هل من ناصر» امامشان به پا خاسته بودند تا عليه ظلم و ستم يزيد نبردي نا برابر آغاز كنند از ريزش خون بر روي شنهاي گرم و سوزان كربلا همه جا بوي خون مي‌داد . تجهيزاتشان در مقابل دشمن بسيار كم بود و تنها سلاح پرشده‌شان ايمان بود كه به آنها نيرو و توان مي‌بخشيد .
سالها از اين واقعه گذشت حماسه اين دلاوران جانباز در اذهان باقي مي‌ماند كم كم داشت واقعيت به صورت افسانه در‌مي‌آمد و حسيني بود و كربلايي و 72 تن يارانش مردم فراموش كرده بودند كه حسين (ع) و يارانش با شهادتشان درسي به ما آموختند كه مرگ پر افتخار بهتر از زندگي ذلت بار تحت ستم بودن است .اگر چه از عاشورا فقط نامي بود و بس ، ولي خون شهيدان هنوزخشك نشده بود كه يزيدی ديگر و كربلايي ديگر و حسيني ديگر و سرانجام عاشورايي ديگر آغاز شد . ظلم بود و ستم و فرياد همان فرياد بود درست مثل همان ! چه آشنا بود انگار حسيني دوباره به ميدان آمده ، و مردم را به قيام بر عليه ظلم و ستم مي‌خواند .پس بايد رفت درنگ جايز نيست . اگر
حسين نيست حرف او را مي‌گويد سخناني به لطافت حسين (ع) دارد و خانه‌كوچكش بي‌شباهت به خانه محقر و كوچك فاطمه (س) كه حسين (ع) را در آنجا در دامن پر لطف و محبتش بزرگ شده بود نبود . و يارانش مانند همان ياران حسين (ع) ، پا برهنه‌ها و جنوب شهري‌ها و از ظلم و جور به ستوه آمده‌ها . پس من نيز قطره‌اي از آنها فريادش را پاسخ مي‌گويم و همگام با امت وفادارش گوش به فرمانش مي‌دهيم به جايي مي‌روم كه صحنه آنجاست چرا كه هر‌جايي ديگر باشم هيچم خسي در ميقات مي‌شوم و نرمه شني در طوفان و مسافري مي‌شوم در كشتي كه كشتيبانش نوح است . مطمئنم كه او مرا به ساحل خواهد برد و خوشحالم كه آگاهانه قدم برداشته‌ام ايمان را با خونم بيان خواهم كرد . چرا كه به قول رهبرم فقط با ايمان متكي به مسلسلهاست كه پيروز خواهيم شد . پس به فرمان امامم عازم جبهه مي‌شوم تا دينم را به اسلام و مملكت اسلاميم ادا كنم شايد مورد لطف خداوندي قرار بگيريم و تن بي‌جان خود را كه حاصل دستهاي پينه‌بسته‌ي پدرم و اشك نيمه شب مادرم است در راه آرمان اصليم فدا سازم باشد كه خونم مرهمي باشد بر دستهاي پينه‌بسته‌اش و محصولي از بهترين محصولهايش.
آري من مي‌خواهم لاله اي سرخ شوم در كوير خشك بي آب و علف اطمينان دارم كه اين حاصل تلاش سالها پدرم و از بهترين محصولهايش خواهد بود و با همه تبليغات كه بر عليه كويرمان شده است به همه بفهمانم كه در كوير ما لاله مي‌رويد .
من نيز مي‌خواهم مادرم را نيز شادمان كرده باشم و عروسي را كه خودش برايم انتخاب كرده تنگ در آغوش بگيرم . چرا كه عروس من شهادت است و مهريه اش خون و قباله‌اش به وسعت ايران صداي تكبير از هر طرف بلند است چه زيباست اين منظره ،مادرم زماني به ايست ، به پشت سرت نگاه كن اين همه مردمند ، به بدرقه من آمده‌اند مگر صداي تبريك گفتنشان را نمي‌شنوي در دل به خود بيا دامن پاكت كه گهواره شهيدان است و پيام من و آنها كه نمي خواهند بميرند اين است كه شهادت را انتخاب كنيد كه زندگي جاويد است به قول امام اين طوفاني است كه وزيدن گرفته و تو خسي هستي در مسير طوفان بيش از آنكه تو را در خود فرو برد همسفرش شو . فردا دير است خيلي دير است همين امروز در خانه از همه شما مي خواهم كه مرا دعا كنيد باشد كه پيكر گناه آلوده‌ام را خداوند مورد قبول درگاهش سازد و اين هديه ناقابل را از خانواده‌ام پذيرا باشد .
خداوند همه شما را توفيق دهديكي از ياران امام باشيد. ان شاء ا...
به اميد پيروزي حق بر باطل .


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نام ونام خانوادگی: مهدي طاوسي
محل وتاریخ تولد: بشرويه-1346/9/6
میزان تحصیلات :سيكل

اولين اعزام به جبه: سوم راهنمایی
وضعیت تاهل: ندارد
تعداد فرزندان: ندارد
نام پدر شهید: اكبر
شغل پدر شهید.: كشاورزي
تاریخ اولین اعزام به جبهه: 3/11/62
تعداد دفعات اعزام به جبهه: 3/11/62
1/6/63
6/3/64

ارگان اعزام کننده: ارگان اون اولاي جنگ نبوده ولي از طرف بسيج محل اعزام شدن
مدت حضور در جبهه: 9ماه
نام تیپ و لشکرخدمتی درجبهه: تيپ محمد رسول الله.
مسولیت شهید درجبهه: غواص
ایا قبل ازشهادت مجروح شده بود؟خير
نام عملیات هایی که شهید دران حضور داشته است.: عمليات كربلاي والفجر
تاریخ ونحوه شهادت.: 6/3/64
با تير مستقيم دشمن در ابهاي اروند كنار به شهادت رسيده و پيكر پاكشان توسط دشمن جمع اوري شده

محل شهادت.: نشانی مزار شهید.گلزار شهدا بشرويه-


نام و ادرس وتلفن کسانی که شمارادر پرکردن این فرم کمک کرده اند:
عباس طاوسي(برادر شهيد)

فعالیت عبادی و معنوی شهید(نماز.تلاوت قران.روزه مستحبی و.....):
بله فعاليتي مستحكم و پايدارو پياپي در همه ي اين فعاليت هاي عبادي داشته اند

فعالیت های مهم سیاسی واجتماعی(شرکت درنمازجمعه.تظاهرات.پخش اعلامیه.انجمن اسلامی و....)

شهيد در فعاليت هاي مذهبي مشاركت داشته در زمان مراسمات مذهبي مسجد را براي مراسم اماده ميكرد و با دوستان خود در مراسمات مذهبي شركت داشت

فعالیت های مهم فرهنگی و علمی(خطاطی.نمایشنامه.مداحی.طراحی و....):
در طراحي و نقاشي و ساخت تابلوهاي هنري استعدادي خاص داشت
در متن نامه هاي ادبي نيز مهارتي شگرف داشته

بارزترین خصوصیات اخلاقی شهید:
شهيد با داشتن سن كم ذهني پرخروش تر از سن خود داشت و و در كارها پايداري خاص داشت و با همسن و سالان خود بسيار در رابطه بود و از همان كودكي در كار كشاورزي به پدر خود كمك ميكرد و به تحصيل ميپرداخت
ایا از شهید وصیت نامه.دست نوشته.نامه در اختیار درصورت امکان کپی انها را ضمیمه کنید.

 

وصيت نامه‌ي شهيد مهدي طاووسي:
بسم الله الرحمن الرحيم
«انا لله و انا اليه راجعون»
سلام به پيشگاه ولي عصر آقا امام زمان (عج) و با نثار صميمانه‌ترين سلامها به رهبركبير انقلاب ،رهبري كه نور جاودانش از سرزمين اسلامي مقدس درخشيدن آغازكرد .تا سرزمينهاي اسلامي را نورافشاني كند و بركل جهان پرتو افكند رهبري كه نهضت اسلاميش از ايمان به اسلام عزيز جوشيده، گويا ستاره درخشاني بود كه همچون چراغي فروزان كه سوختن را از درختي مبارك كه نه شرق و نه غرب است آموخت و روشني بخشيد.با سلام به پيشگاه امت شهيدپرور و خانواده محترم شهدا اين چشم و چراغ روشن ملت.
پدر و مادرم آخرين سلام كه به صورت نوشته‌اي تقديمتان مي‌دارم بپذيريد زيرا كه اين سلام با سلامهاي ديگرم فرق دارد زيرا كه اين سلام از فرزندي كه هنوز چند روز بيشتر از تاريخ تولدش نمي‌گذرد مي‌باشد زيرا هنگامي كه خود را در لباس مقدس بسيجي ديدم احساس ديگري در وجود خود مشاهده‌كردم احساسي كه عمري است از دوريش رنج مي‌بردم.
مادرم در اين صفحه سفيد مي‌خواهم از تو كه عمري زحمت برايم كشيده‌اي و مرا در بالين گرم خويش پرورش داده‌اي و ايمان و استقامتي كه در خود مي‌بينم از اين مهر تو بوده ‌است و راهي را كه انتخاب كرده‌ام با ايماني كه نسبت به خدايم داشته‌ام و با اراده و ميل گام در اين راه نهاده‌ام ان شاء... كه مورد رضايت خداوندي قرار بگيرد.
و حال كه با احساس خوش از اين دنياي به ظاهر زيبا عروج مي‌كنم شاد و خوشحالم كه در راه اسلام و دينم جان ناقابل خويش را فدا نموده و باشد كه با ريختن خون خويش قطره‌اي باشم بر درياي خون شهيداني كه درخت اسلام را آبياري مي‌كنند.
پدر و مادرم از شما خواهش مي‌كنم كه در موقع شهادت اگر چه در خود لياقت اين را نمي‌بينم برايم گريه نكنيد زيرا مشيت خداوندي خواسته است كه امانتي را كه چندين سال است كه در دست شماست و از او به نحو احسن نگه‌داري كرديد باز پس گيرد.
مادر و پدر عزيزم اشكهايتان را براي امام حسين (ع)،علي اكبر(ع) و فاطمه زهرا(س) بريزيد زيرا آنها بودندكه از اسلام نگه داري كردند و نگذاشتند كه اسلاممان بدست راحت طلبان پايمال گردد. به خاطر زينب و مصيبتهايي كه بر او وارد شده و صبر را پيشه خود مي‌كرد گريه كنيد .زينب‌وار صبركنيد پدر مهربانم هرگز نمي‌خواستم كه تو را ناراحت كنم زيرا كه پدري دلسوز و مؤمن و متعهد براي ما بودي و تو بودي كه با روزي حلال و كار براي رضاي خدا و آسايش براي فرزندان خود چندين درجه گرما را تحمل كردي و بدان كه اين رشادت وايمان كه در وجود فرزندانت مي‌باشد سرچشمه گرفته شده از همان زحمات تو بوده است اميدوارم كه هرگز اندوهگين نشوي و چهره روحيه بخش تو هميشه شاد و خندان باشد و رضايتت در مورد من كامل باشد.
و پدر و مادرم مبادا كاري كنيد كه باعث شادي دشمنان گردد. مادر عزيزم غمگين مباش از اينكه مرا از دست دادي زيرا كه من از اين دنيا مي‌روم تا كه شايد برادرم حسين را كه اگر لياقت ديدنش را نداشتم در آن دنيا ببينم زيرا كه در اين دنيا هر چه انتظار كشيدم چشمم به جمالش روشن نشد مادرم مي‌خواهم رضايت تو را جلب كنم و از اين كه تو را اذيت نمودم و باعث ناراحتيت گرديدم مرا ببخش و از خداوند برايم طلب مغفرت كن زيرا كه بهشت زير پاي شما مادران مي‌باشد.انشاء ا... كه در بالاترين طبقات بهشت جاي بگيريد و افتخارتان باد كه چنين فرزندي داشتيد كه مردم اينگونه به ديدن حجله داماديش آمدند و تبريكات خود را تقديمتان مي‌دارند و انشاءا... كه در روز جزا در برابر ائمه دين سربلند باشيد.
پيامي كوچك به مردم دارم اگر چه بيشتر از من مي‌دانند ولي از آنها مي‌خواهم كه هرگز از ياد خدا غافل نشوند و همه از رهنمودهاي امام عزيزمان با دل و جان پيروي كنيد شيطان نفس را از خود دور كنيد .

برادرم عباس از تو هم رضايت مي‌طلبم و اميدوارم در كار كشاورزي موفق باشي و اين شغل عزيز را كه پيامبر بوسه مي‌زند بر دستان شما رونق بيشتري داده تا تمام احتياج كشور برطرف گردد.
برادرم علي و حسن شما هم اميدوارم از من راضي باشيد و در سنگر مدرسه بتوانيد علم و تعاليم اسلامي را خوب فراگيريد تا كه بر تمامي قدرت و قدرتمندان ضربه محكم وارد آوريد.
از اقوام و تمامي خواهران و برادران عزيزم اگر از من ناراحتي دارند به بزرگي خودشان ببخشند من هم براي تمامي شما امت مسلمان آرزوي پيروزي دارم برادران و خواهران عزيزم رهنمودهاي امام را و فرامين اين بزرگوار نايب به حق امام زمان (عج) را اجرا كنيد و هرگز او را كنار نگذاريد زيرا همين امام بودكه اسلام حقيقي را در ميان اين مردم بوجودآورد و اوست كه زمينه سازحكومت امام زمان (عج)مي‌باشد.
مسئله جنگ را جدي بگيريد و تا جايي كه مي‌توانيد از جبهه رفتن دريغ ننماييد انشاء ا... از كربلا گذشتيم قدس در انتظار است مردم بدانيد تا ظلم هست جنگ خواهد بود و مثل سابق برادران عزيز كاروان فرزندانتان را به جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل بيشتر كنيد از كمك نقدي و مالي گر چه زياد است و الحمدلله نعمات خداوندي كه از طرف شما كمك مي‌‌شود در جبهه زياد است ولي باز هم سعي در بيشتركردنش داشته‌باشيد نماز جمعه‌ها را برويد زيرا همين دعا و نماز است كه انسان را به پيروزي مي‌رساند ذكر خداست و ياد خداوند عزيز مي‌باشد كه دشمن را خوار و ذليل مي‌گرداند

دوستان عزيز و برادران مهربانم جوانان غيور هرگز نگذاريد كه شيطان نفس بر شما غلبه كند او را از خود برانيد از همه شما دوستانم آرزو دارم كه در اين مدت دوستي، اگر بدي از من ديديد به بزرگي خودتان و خلوص نيتي كه داريد ببخشيد
درپايان از همه شما التماس دعا دارم و مجدداً خواهانم كه امام عزيز را هميشه دعاگو باشيد چون من امام را مسلماني مجاهد، مجاهدي مؤمن ،مؤمني زاهد، زاهدي عابد،عابدي متواضع ،متواضعي پيروز ،پيروزي ساكت ،ساكتي خروشان مي‌دانم پس او را دعاكنيد .
والسلام
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي (عج) خميني را نگهدار


خلاصه ای اززندگی نامه شهید:
زندگي نامه‌ي شهيد مهدي طاووسي:
شهيد مهدي طاووسي در سال 1346همزمان با سالروز ولادت با سعادت حضرت مهدي موعود (عج) در دامان مادري سيده از اولاد پيامبراكرم (ص) و پدري مومن و علاقه‌مند به خانواده اهل بيت عصمت وطهارت ديده به جهان گشود و به ميمنت ومباركي اين ايام نام مهدي را بر او نهادند .او از همان كودكي فردي شوخ طبع و مهربان بود و به همين خاطر در بين دوستان و همكلاسان جايگاه خاصي داشت و مورد علاقه آنان واقع شد. از همان دوران كودكي و نوجواني علاقه زيادي به خواندن كتابهاي قصه و رمانهاي تاريخي داشت واز هر فرصتي كه به دست مي‌‌آوردبه مطالعه مي‌پرداخت.
شهيد در كنار تحصيل در اموركشاورزي به پدر كمك فراوان مي‌نمود و فردي بسيار پر تلاش و كوشا بود در مراسم اجتماعي و مذهبي خصوصاً در مراسم عزاداري سالار شهيدان فعالانه شركت مي‌كرد دوران كودكي و نوجواني ايشان كه همزمان با پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران بود .در فضاي خاص بوجود آمد آن زمان شخصيت ايشان شكل گرفت در اوايل جواني بود كه به خاطر شهادت برادر عزيزش شهيد حسين طاووسي با فضاي جنگ و شهادت آشنا شد و هميشه آرزوي رفتن به جبهه را در سر مي‌پروراند ولي به خاطر كمي سن وكوچكي جثه رفتن به جبهه برايش مقدور نبود.
پس از پايان تحصيلات دوره راهنمايي در سال اول دبيرستان درس را نيمه تمام رها كرد و به كار و تلاش در امركشاورزي در كنار پدر بزرگوارش مشغول گرديد.
در اين ايام برادر ديگر ايشان علي در جبهه به شدت مجروح گرديد و به جمع جانبازان سرافراز كشور اسلامي پيوست كه اين حادثه خود اثرعجيبي بر روحيه اين شهيد بزرگوار گذاشت و در سن 17سالگي بودكه به قصد برگرفتن اسلحه برادر شهيدش و ادامه راه آن عزيز به جبهه عزيمت نمود و از آن زمان عاشق جبهه و جنگ شد و سعي و تلاش و همت خود را در جهت پيشبرد اهداف مقدس نظام جمهوري اسلامي بكار بسته و بيشترين اولويت در زندگي را به اين امور داد.
شهيد در مدت كوتاهي 4 مرتبه به جبهه اعزام شد و هر موقع كه از جبهه براي ديدار خانواده برمي‌گشت صلابت و شجاعت خاصي در چهره ايشان نمايان بود و تحول روحي معنوي زيادي در ايشان بوجود آمده بود.آخرين مرتبه‌اي كه به جبهه اعزام شدند و به جمع غواصان لشگر پنج نصر پيوستند و پس از گذراندن آموزشهاي بسيار سنگين و تحمل سختيها به عنوان نيروي خط شكن در عمليات غرور آفرين كربلاي 4 وارد منطقه نبرد شدند و پس از نبردي سنگين در چهارم ديماه 1365 در منطقه شلمچه جزيره ام الرصاص به آرزوي ديرينه خود كه همانا شهادت بود نائل شد.
پيكر پاكش مدت 4سال در اختيار نيروهاي دشمن بعثي بود و پس از اين مدت در سال 1369به كشورمان بازگشت در حالي كه لباس رزم غواصي بر تن و لبخند رضايت برلب داشت در جوار شهيدان گلگون كفن شهرمان آرام گرفت .
«روحش شاد و راهش پر رهرو باد»

چگونه از شهادت او مطلع شدید؟
از طريق دوستان و هم رزمان همسايه و شهرمان
چون مدتي مفقود الاثر بودند و بعد از قبول قطع نامه شهدايي كه در عراق بودند تحويل داده شدند و در حدود سال 70 تشييع شدند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نام ونام خانوادگی:رضا طاوسي
محل وتاریخ تولد:بشرويه.1347
میزان تحصیلات: راهنمايي يا اول دبيرستان
وضعیت تاهل:مجرد
تعداد فرزندان:ندارد
نام پدر شهید:هاشم
شغل پدر شهید: كشاورز
تاریخ اولین اعزام به جبهه: 1362
تعداد دفعات اعزام به جبهه: 4دفعه
ارگان اعزام کننده: مسجد محله
نام تیپ و لشکرخدمتی درجبهه: لشكر امام حسين
مسولیت شهید درجبهه: سرباز زميني
ایا قبل ازشهادت مجروح شده بود؟خير
نام عملیات هایی که شهید دران حضور داشته است: فجر و كربلا
تاریخ ونحوه شهادت.: 1364
بر اثر اصبت تير بر بدن جان خود را از دست دادن
محل شهادت:شوش


فعالیت های مهم سیاسی واجتماعی(شرکت درنمازجمعه.تظاهرات.پخش اعلامیه.انجمن اسلامی و....):
با وجود سن كم ولي در اكثر مجالس مذهبي شركت داشته و نيز به مسجدي كه در نزديكي خانه شان بوده با دوستان خود شرکت میکرده است.

بارزترین خصوصیات اخلاقی شهید:
با اينكه كودكي بيش نبودند ولي در كارها علاوه بر درس به پدر كمك ميكردند.....
اين نوجوان حس مسئوليت پذيري داشتتند و همين بود كه تصميم به دفاع از كشورشان گرفتند
يشان نوجواني با پشتكار و فعال بودند و احترام به خانواده را از وظايف خود ميدانستند

 

وصيتنامه شهيد رضا طاووسي:
«اللهم اجعلني من جندك فان جندك هم الغالبون وجعلني من حزبك فان حزبك هم الفلحون و جعلني من اوليائك فان اوليائك لاخوف عليهم و لا هم يحزنون».
(خدايا مرا از سپاه خود قرار ده زيرا سپاه تو پيروزند وقرار ده مرا از حزب خود زيرا حزب تو رستگارند و مرا از دوستان خود قرار بده زيرا دوستان تو نه بيمي بر آنان است و نه اندوهگين مي شوند) (قسمتي از دعاي روز سه شنبه)
بنام ا... پاسدار حرمت خون شهيدان
با درود به پيشگاه مقدس ولي عصر (ع) و با سلام به رهبر كبير انقلاب و با درود به ارواح پاك شهداي اسلام و با درود به ملت شهيدپرور ايران.
در لحظه‌اي مقدس كه با اتكا به پروردگار متعال در جبهه مي‌باشم و جبهه را مكاني براي بيمه شدن از آتش دوزخ مي‌دانم و جبهه را مكاني براي عروج به سوي معبود حس مي‌‌كنم و جبهه مكاني براي خلاص شدن و لياقت قبول كرده‌ام و خلاصه جبهه را مكان شهادت دريافته‌ام، خواستم چند كلمه‌اي براي وصيت بنويسم هر چند نمي توانم وصيتي بكنم زيرا هر خواسته‌اي داشته باشم مي‌دانم تاكنون به مرحله عمل در آمده پس چه لزومي كه من خواسته‌ام را بيان كنم.
امت شهيد پرور و متقي بشرويه نمي‌خواهم سخنان من حقير، حمل بر نصيحت كنيد زيرا من خيلي كوچكتر از آنم كه بخواهم شما ملت شهيد پرور را نصيحت كنم من كه هنوز شانزده سال از عمرم نگذشته و هنوز تلخ و شيرين.دنيا را نچشيده‌‌ام . چطور تكليف براي مردمي كه هر سختي را تحمل كردند معين كنم ولي چند كلمه‌اي را متذكر مي‌شوم.
يكي اينكه پيوندتان با امام محكم است محكمتر كنيد اطاعتتان از دستورات امام قابل تحسين است قابل تحسين‌تر كنيد كمك به جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل چه مالي و چه جاني زياد است زيادتر كنيد . خلاصه دعاهايتان براي سلامتي امام و تعجيل در فرج امام زمان و پيروزي رزمندگان اسلام خالص است ،خالص‌تر كنيد.
من نمي‌دانم در اين حمله چه 0خواهد شد ولي اگر انشاء ا... در اين حمله راه كربلا باز شد و رزمندگان ما به پيروزي نهايي رسيدند كه اين آرزوي همه‌ي مسلمين جهان است ولي اگر باز هم راه كربلا باز نشد و من توفيق زيارت كربلا را نداشتم از شما مردم شهيد پرور و پدر و مخصوصاً مادران شهدا و پدر و مادر خودم و خواهر عزيزم تقاضا دارم كه براي پيروزي رزمندگان اسلام و باز شدن راه كربلا دعا كنيد هر وقت دلتان شكست آن زمان بهترين وقت براي دعا كردن است.
الان كه اين وصيت نامه را مي‌‌نويسم درست سال نو تحويل شده و نمي دانم چه طور شكر خداي را به جا آورم . در اين زمان مقدس در اين چنين مكان مقدسي هستم و چند نكته با برادرم: برادر جان اگر انشاء ا... به سلامت از جبهه برگشتي تمام اميد من به تو برادر عزيزم است كه انشاء ا... بتواني با تقوا و ايمان همانطور كه بايد باشي بتواني انجام وظيفه كني هر وقت مادرم بخواهد اندوهگين شود به ايشان بگو كه امروز صدام با آمريكا براي اين، اين‌چنين جنايتهايي را مرتكب مي‌شوند كه اميد شما را از پيروزي نا‌اميد و روحيه‌ي شما را تضعيف كنند . پس به اين كوردلان بفهمانيد كه ما چطور مقاومت مي‌كنيم ، به آنها بفهمانيد كه پيرو امام حسين (ع) هستيد و به آنها بفهمانيد كه (بر)حقيد و حق هميشه و در همه جا پيروز است ولو همه بروند يك نفر بماند همان يك نفر ادامه‌دهنده‌ي راه شهدا است
برادر جان به خواهرمان بگو كه شهادت چيست . به او بگو شهيد كيست . به او بگو وظيفه‌ي خواهر شهيد چيست . بايد صبر زينب پيشه كند و نداي او را تجديدكند به برادران كوچكمان بگو مبادا باعث آزار احدي شوند چون من به خاطر حفظ اسلام وحيثيت اين مردم فدا شدم . بگو مبادا لحضه‌اي از درس غافل شوند هر چند من نتوانستم دين خود را نسبت به مملكتم ادا نمايم به آنها بگو در رويارويي با معلمين چه كنند .مبادا اين حالت فروتني در مقابل معلم را فراموش كنند.
من از معلمين عزيزم و از دبيران محترمم كه براي توجيه من نسبت به مسائل سعي كرده‌اند تشكر مي‌كنم و اميدوارم از من راضي باشند و اما خودت برادرم : برادر جان تو بايد حس كني كه برادر چند ماه قبل نيستي بلكه برادر امروز و حقا كه مسئوليت تو خيلي سنگين‌تر است. امروز برادر شهيدي و مي‌دانم كه خودت بهتر از من مي‌داني برادر شهيد يعني... .
حتما گزافه‌گويي كردم ولي عذر مي‌خواهم و از شما مردم شهيد پرور نيز معذرت مي‌خواهم در پايان از پدر و مادر و خواهران و برادران و شما همشهريان و اقوام و خويشان و دوستان و همسايگان مي‌خواهم اگر در طول عمرم از من بدي ديدند ببخشند و از من راضي باشند و اميدوارم پروردگار و امام زمان (عج) از من راضي باشند و مي دانم كه گناهانم بيشتر از اين است كه وسيله رضايت آنها كسب كرده باشم از همه راضي هستم اميدوارم بتوانيد وسيله رضايت رهبر كبيرمان را جلب كنيد.
«والسلام عليكم و رحمته الله و بركاته»
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار از عمر ما بكاه و بر عمر او بيفزای

 

ایاتاکنونازشهید خوابی دیده اید یا کرامتی مشاهده کرده ای؟؟
شبي پدر شهيد رضا طاووسي در ميبيند كه رضا در حال بستن بندهاي كفشش است و با لباس رزم است و صورتش از اشك پر
از او مي پرسد كه چه شده و كجا ميروي رضا در جواب ميگود به جنگ ميروم در خواب پدر چندين بار ميپرسد حالا به جنگ ميروي و او ميگويد بله
درست صبح زماني كه بيدار ميشوند حادثه 9 دي و بي حرمتي افراد به محرم و ........رخ ميردهد